سن من به دهه هفتاد میلادی که فیلم های "۲۰۰۱: اودیسۀ فضایی" (کوبریک) و سری "جنگ های ستارگان" ساخته شد قد نمی ده و بزرگترین جهش تکنولوژی سینمایی که شاهدش بودم سال ۱۹۹۳ بود با "پارک ژوراسیک" (ااسپیلبرگ) و بعد ۲۰۰۱ با "ارباب حلقه ها" (پیتر جکسون). در "پارک ژوراسیک" دایناسورهای دیجیتالی بصورت کاملاً طبیعی و زنده بین بازیگران فیلم قدم می زدن و در "ارباب حلقه ها" یک شخصیت تمام کامپیوتری در فیلم وجود داشت که می شد به اندازۀ سایر بازیگران باورش کرد. تا دیشب که Avatar رو دیدیم. فیلمی که پیشرفتی بزرگ برای تکنولوژی سینما و انقلابی در زمینۀ CGI (به معنی Computer Generated Image) محسوب می شه.
Avatar محصول یک دهه برنامه ریزی و تحقیق از سوی جیمز کامرون و تیم سازندۀ فیلمه، داستانی که قرار بود سال ۱۹۹۹ (بعد از تایتانیک) ساخته بشه اما کامرون ترجیح داد تا پیشرفت بیشتر صنعت سینما در زمینۀ گرافیک دیجیتالی صبر کنه. به نظر من تبحر جیمز کامرون در تبدیل داستان های ساده و تکراری به حماسه است. مگه اساس داستان تایتانیک چیزی بیشتر از عشق بین دختر ثروتمند و پسر فقیر بود؟ که اینبار در لوکیشنی خاص (یک کشتی محکوم به غرق شدن) رخ می داد. اگه به داستان آواتار دقیق بشیم متوجه می شیم این داستان شباهت بسیار زیادی به داستان پوکوهانتوس داره: عشق یک نظامی به دختر بومی سرزمین جدید؛ یا حتی "با گرگ ها می رقصد" (عشق سرباز به دختر بومی سرخپوست، تبدیل شدن به یکی از آنها و ماندن در کنارشان،...). درست همینجاست که هنر کامرون خودنمایی می کنه: تبدیل این داستان به حماسه ای بزرگ. انتقال لوکیشن از "زمین" به کره ای خیالی به اسم "پاندورا". پاندورا سرزمینی است با موجودات، گیاهان و فضایی بسیار زیبا که تماماً محصول تخیل گروه سازنده است. کامرون برای خلق چنین سیاره ای از ده ها محقق و کارشناس استفاده کرده تا با ترکیب موجودات مختلف، گونه هایی جدید خلق کنن. حتی از یک زبان شناس خواسته تا زبانی کاملاً جدید و متفاوت با تمام زبان های کرۀ زمین بسازه (زبان Na’viها شامل ۱۰۰۰ لغت و دستور زبانی نسبتا کامله). 
جیمز کامرون آگاهانه از حضور سوپراستارهای هالیوودی اجتناب می کنه تا بجای توجه به بازیگران، به خود فیلم نگاه کنیم و انگار می خواد ثابت کنه ساخت پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما بدون حضور ستاره های هالیوود و بازی کاراکترهایی دیجیتالی هم امکانپذیره. جایی خونده ام که برای رندر (ساخته) شدن هر فریم انیمیشن این فیلم ۴۷ ساعت زمان صرف شده (هر 24 فریم = یک ثانیه). این عدد رو ضرب کنید در ۶۰% از کل زمان فیلم (۱۶۲ دقیقه) تا به مدت زمانی که گروه سازنده صرف ساختن فیلم کردن پی ببرین. (یا یک کامپیوتر، ۷۵۰ سال طول می کشه! اما اینکار با بیشتر از ۱۰۰۰ کامپیوتر انجام شده) مطمئناً تماشای Avatar در یک سینمای سه بعدی لذتی بسیار بسیار بیشتر از دو بعدی داره، اما سعی کنین حداقل فیلم رو با کیفیت اوریژنال – که یکی دو روزه اومده – ببینین تا از تماشای سیارۀ زیبای پاندورا لذت ببرین و مطمئن باشین در طول دو ساعت و نیم فیلم به هیچ عنوان حوصله تون سر نمی ره. به نظر من گرفتن جایزه در تمام رشته های فنی حق مسلم این فیلمه، و در زمینۀ بهترین آواز فیلم هم در حقش کوتاهی شده. شاید اگر من عضو هیات داوران بودم حتی برای بهترین فیلم و کارگردانی هم به این فیلم رای می دادم، چون آواتار به همون اندازه که فیلم خوبیه فیلم مهمی هم هست. امتیاز: ۹ از ۱۰ *** درباره فیلم و عکس های سه بعدی قبلا اینجا نوشته ام |