آقا ما داریم دوباره خواب می بینیم!
یه مدت بود شب ها خواب های داستانی نمی دیدم، اما الان چند وقته دوباره شروع شده. خواب می بینم چه جور! هم کاراکترهای جدید داره، هم داستان جذاب! تازه بعضی وقتا آخرش همچین ورق برمی گرده آدم کیف می کنه از سناریو!
شب ها که تقریباً شام نمی خورم، نهایتاً هم ۶ ساعت می خوابم، اما خواب هایی می بینم که بیا و ببین!
جالب اینکه خودم در اغلب خواب هام چندان نقشی ندارم! مثلاً یه بار خواب دیدم من و یکی دیگه رفتیم بانک گاوصندوق رو بزنیم! همون اول کار پلیس میاد شلیک می کنه من تیر می خورم می میرم! بقیۀ خواب داستان تعقیب و گریز همدستم بود با پلیس ها، اون هم چقدر هیجان انگیز!
دیگه اینکه معمولاً توی خواب می دونم خواب هستم، حتی اگه وسطش بیدار بشم برم گلاب به روتون و برگردم بقیه اش رو می بینم! انگار Pause کرده باشم!
نمی دونم بقیۀ آدم ها هم شب ها خواب های اینجوری می بینن یا نه! شاید جداً باید یه فکری به حال خودم بکنم و برم پیش روانشناس وگرنه ممکنه به سرنوشت احسان دچار بشم و همه توی خیابون نشونم بدن بگن "آخی، طفلکی رو نگاه"! |